دل آرام



بایگانی

Apres Toi

شنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۸۷، ۱۲:۳۰ ق.ظ

شهریارا ، به تو غم الفت دیرین دارد

محترم دار به جان ، صحبت یاران قدیم...



۱. « و تو از من می گریزی
به سمت شادمانی های عاریه »

۲.
حکایتی نیست و شکایتی..

۸۷/۰۳/۱۸

نظرات (۱۱)

چی بگم والله  !  حکایتی نیست و شکایتی..!!
: نیما غم دل گو  که غریبانه بگرییم..
.
.
.
ذوقی چنان ندارد بی "غم" زنده ماندن!
سلام!
ما هم :دی
عکس قشنگی بود.خیلی ممنون.
متن جالبی بود mer30
مرا عهدیست با جانان........
۱۹ خرداد ۸۷ ، ۰۴:۰۲ سید محمد امین عالمی
سلام برادر گرامی
از این که برای اولین با رنظری در وبلاگ تان می نویسم خوشحالم . زیبا است این وبلا گ شما .
با تبادله ی لینک موافقید؟
به امید ظهور
کاش می گذاشتی بماند

حداقل حرف های خودت
گفتگو آیین درویشی نبود

مرنه با تو ما سخن ها داشتیم

..
تصحیح می کنم :

ورنه
ای هراس قدیم!
در خطاب تو انگشتهای من از هوش رفتند.

امشب دستهایم نهایت ندارند
امشب هر درختی به اندازه ی ترس من برگ دارد!
جرات حرف در هرم دیدار حل شد!!
.
.
من هنوز موهبتهای مجهول شب را خواب می بینم
من هنوز..
.
.
.
جذبه ی تو مرا همچنان برد
-تا هوای تکامل؟
-شاید.